۱۳۸۸/۱۲/۱۶
بعد از گذشت ِ چند ماه از بستهشدن ِ وبسایت، مطالب ِ آرشیو شده در مکان ِ دیگری بارگزاری، و با اتصال دامنه، وبسایت احیا شد. تقریبن تمامی یِ مطالب ِ وبسایت تا زمان ِ بسته شدن احیا شده است به جز چند مورد که در آرشیو موجود نبود.
لازم به ذکر است که این وبسایت تنها آرشیو ِ مطالب ِ وبسایت ِ «کانون ِ وحدت ِ دانشجویان ِ دانشگاه ِ آزاد ِ تبریز» تا تاریخ ِ ۱۳۸۸/۰۸/۱۸، جهت حفظ ِ وبسایتی که به نظر ِ ما سندی تاریخیست و هیچگونه ارتباطی با فعالیتها یِ فعلی یِ تشکل ندارد.
۱۳۸۸/۰۸/۰۲
نسخه: ۱/۰
فعالیت در هر تشکل ِ دانشجویی مستلزم ِ همآهنگی و اقدام ِ مشترک حول ِ اصولی میباشد که عدم ِ پایبندی و اهتمام ِ اعضا به این اصول، باعث ِ انفعال و انحطاط ِ تشکل میشود. از این رو منشور ِ اعتقادی یِ حاضر، به عنوان ِ محور و ملاک ِ عملکرد و میزان ِ پایبندی یِ اعضا یِ تشکل میباشد.
۱. آزادیخاهی و مبارزه با استبداد
در طول ِ تاریخ، ایران همواره گریبانگیر ِ نوعی استبداد بوده است که این استبداد همه یِ شئون ِ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتا روابط ِ شخصی یِ افراد را تحت ِ تاثیر ِ خود قرار داده است. محوریت ِ اصلی یِ این نوع استبداد بیقانونی یِ محض میباشد و همواره شاهد بودهایم به دلیل ِ وجود ِ بنیانها یِ هماین استبداد در ذهنیت و شخصیت ِ افراد، مبارزاتی که با عنوان ِ مبارزه علیه ِ این نوع استبداد تلقی و ادعا میشده است، خود نیز گریبانگیر ِ هماین نوع استبداد بودهاند.
به اعتقاد ِ ما کنارزدن ِ این نوع تفکر و بالطبع این نوع استبداد جز از طریق ِ نفی ِ تفکر ِ استبدادی امکانپذیر نیست. لذا هدف ِ اصلی و اساسی یِ ما، مبارزه با تفکر ِ استبدادی و فرهنگ پدرسالارانهای که زاییده یِ هماین تفکر است، چه در مقام ِ حاکم و چه در مقام ِ محکوم میباشد. زیرا در غیر ِ این صورت تنها شاهد ِ تغییر ِ جایگاه ِ افراد در هماین ساختار ِ استبدادی خواهیم بود نه نفی ِ خود ِ ساختار ِ استبدادی.
۲. استقلال ِ فکری و تشکیلاتی
بررسی یِ فعالیت ِ چندینساله یِ تشکلها یِ دانشجویی نشان میدهد هرگونه وابستهگی به احزاب و گروهها یِ خارج از دانشگاه باعث ِ انفعال ِ این تشکلها شده است زیرا همسانسازی یِ عملکرد احزاب و گروهها یِ خارج از دانشگاه با عملکرد ِ تشکلها یِ دانشجویی باعث ِ محدودیت ِ عرصه یِ انتقاد میشود. بنابراین به نظر ما تنها راه کنار زدن ِ این محدودیت، استقلال ِ فکری و تشکیلاتی چه از گروهها یِ هیئت ِ حاکمه و چه از گروهها یِ مخالف ِ حاکمیت میباشد و تحقق ِ این امر تشکلها را در شرایطی قرار میدهد که فقط پاسخگو یِ دانشجو و وجدان ِ خویش باشند.
۳. رویکرد ِ انتقادی
حیات ِ سیاسی یِ تشکلها و گروهها یِ دانشجویی، وابسته به اندیشه یِ انتقادیست و گستره یِ این اندیشه در هیچ چهارچوبی نمیگنجد، چون تعریف ِ چهارچوب، محدودیت ِ عرصه یِ انتقاد را به همراه دارد از اینرو هماین فضا یِ انتقادی یِ بیقید و بند ِ حاکم بر تشکلها یِ دانشجوییست که ماهیت ِ مستقل ِ آنها را نشان میدهد.
از این رو ما نیز به عنوان ِ تشکلی سیاسی-دانشجویی، رویکرد ِ اساسی یِ خود را مبتنی بر انتقاد از وضعیت ِ موجود و جزمیگرایی قرار داده و خاستار ِ برونرفت از هرگونه شرایط ِ تحمیلی میباشیم.
۴. تولید ِ اندیشه
تاملی در دلایل ِ انحطاط ِ تاریخی ایران نشان میدهد این انحطاط همبستهگی یِ آشکاری با تعطیل ِ جریان ِ اندیشه و تولید ِ فکر دارد و فایق آمدن بر عقبماندهگی یِ تاریخی جز از طریق ِ تاملی در این انحطاط اندیشه و تولید ِ فکر ممکن نیست. پس ما به تولید ِ فکر نه به عنوان صرف ِ «پژوهش»، که به عنوان ِ راهکار ِ برونرفت از عقبماندهگی و انحطاط نگاه کرده و در این راه تلاش خاهیم کرد.
۱۳۸۸/۰۷/۱۹
کانون ِ وحدت ِ دانشجویان ِ دانشگاه ِ آزاد ِ تبریز از کلیه یِ دانشجویان ِ علاقهمند، دعوت به همکاری مینماید:
آدرس: مجتمع ِ دانشگاه ِ آزاد ِ تبریز، ساختمان ِ ۵۸ کلاسه (علامه امینی)، طبقه یِ سوم، انتها یِ کریدور ِ سمت ِ چپ

۱۳۸۸/۰۶/۱۴
ششمین شماره یِ نشریه یِ «اتفاق»؛ ویژه یِ کودتا یِ ۲۸ ِ مرداد، به صورت ِ اینترنتی منتشر شد. در این شماره مطالبی از احسان مسلمی، مهرداد بنیبایرامی، ساسان واهبیوش، میثم ذاکری، آیدین غلامزاده منتشر شده است.
دریافت ِ نسخه یِ پی. دی. اف. (حجم: ۳۰۴ کیلوبایت)
کودتا یِ ایرانی، چماق ِ خارجی؛ احسان مسلمی
واژهشناسی یِ کودتا؛ مهرداد بنیبایرامی
ملیشدن ِ صنعت ِ نفت و کودتا یِ ۲۸ ِ مرداد؛ ساسان واهبیوش
ایران، میدان ِ جنگ ِ ابرقدرتها؛ مهرداد بنیبایرامی
حزب ِ توده و نقش ِ انفعالی یِ آن در کودتا یِ ۲۸ ِ مرداد؛ میثم ذاکری
پنجمین شماره یِ نشریه یِ «اتفاق» به صورت ِ اینترنتی منتشر شد. در این شماره مطالبی از مهدی عباسی، میثم ذاکری، نسرین پورهمرنگ، ندا خدایاری، مهرداد بنیبایرامی و مراد فرهادپور منتشر شده است.
دریافت ِ نسخه یِ پی.دی.اف. (حجم: ۲۶۴ کیلوبایت)
سرمقاله؛ مهدی عباسی
این که «هدف وسیله را نمیتوجیهاد» دیگر جملهای کلیشهای شده است. اما من میخواهم نگاهی متفاوت به رابطه یِ «هدف» و «وسیله» انداخته و نسبت ِ آن را با «سیاست ِ نو» مشخص کنم. باشد تا با ارائه یِ بدیلی در برابر ِ کنشها یِ سیاسی یِ تاکنونی، فضایی برایِ گفتوگو خلق شود.
۱. نه تنها «هدف وسیله را نمیتوجیهاد» بلکه اساسن این «وسیله است که هدف را برمیسازد». یعنی هدف ِ واقعی یِ ما توسط ِ وسایلی که برایِ تحقق ِ آن به کار میبریم، برساخته میشود. به عبارتی دیگر «وسیله عینیت ِ هدف است». برایِ روشنتر شدن ِ بحث مثالی میزنم.
کسانی که معتقدند «محدود کردن ِ هرکس در ابراز ِ اندیشهاش»، ناقض ِ «آزادی» است، آیا میتوانند برایِ رسیدن به هدف ِ خود، دشمنان ِ آزادی را در ابراز ِ عقایدشان محدود کنند؟ به نظر ِ من اگر بپذیریم «وسیله عینیت ِ هدف است»، با این کار، نفس ِ هماین محدود کردن ِ کسی در ابراز ِ اندیشهاش به هدف ِ ما تبدیل میشود. هماین مثال را میتوان در مورد ِ خشونتورزیدن (مثلن ترور) در مورد کسانی که به مردم خشونت میورزند، برشمرد. آیا ما حق داریم حتا در مورد کسانی که به مردم خشونت میورزند، هماین رفتار را داشته باشیم؟ به نظر ِ من اگر چنین کنیم، این بار نیز نفس ِ هماین خشونتورزیدن به هدف ِ ما تبدیل خواهد شد.
شاید بتوان گفت بین ِ «هدف» و «وسیله» همنوایی از آن نوعی برقرار است که هگل بین ِ «فرم» و «محتوا» قائل بود.
۲. دیالکتیک ِ «هدف» و «وسیله» امکانیست برای «سیاست ِ نو» تا اهداف ِ انتزاعی یِ خود را انضمامی کند. اگر «سیاست ِ نو» خود را در مقام ِ «نقد ِ ایدهئولوژی» بگذارد، باتید به نقد ِ «ایدهئولوژی یِ گذار» نیز بپردازد. «ایدهئولوژی یِ گذار» تمام ِ کارهایی که بایستی برایِ تحقق ِ هدف انجام گیرد را به بهانه یِ این که روزی به وضعیت ِ هدف «گذار» خواهیم کرد، عملی نمیکند و برعکس هرکاری مغایر با این اهداف، با توجیه ِ «گذار» به وضعیت ِ هدف لازم است، میتوجیهاد. «سیاست ِ نو» با نقد ِ «ایدهئولوژی یِ گذار» بدیلی در برابر ِ کنشها یِ سیاسی یِ تاکنونی ارائه میکند و اهداف ِ خود را «هماینجا-هماینالآن» متحقق میکند! اگر سیاست را به معنی یِ صحبت کردن ِ صرف از امور انتزاعی مانند ِ «آزادی»، «عدالت»، «دمکراسی»، «سکولاریسم»، «لائیسیته»، «سوسیالیسم» و ... بدانیم و هیچ تلاشی برایِ انضمامی کردن ِ این اهداف انجام ندهیم، به نظر ِ من این هیچ ارتباطی با «سیاست ِ نو» که به معنی یِ عینیت بخشیدن به اهدافمان در بطن ِ زندهگی یِ روزمره است، ندارد. ما ترجیح میدهیم به مسئله یِ خشونت علیه ِ زنان، هزاران کودک ِ کار و خیابانی که هرروزه به آنها تجاوز میشود، تخریب ِ محیط ِ زیست که بشریت را به سو یِ نابودی میبرد و ... بپردازیم تا به سخنوری در مورد ِ مفاهیمی انتزاعی! پرداختن به چنین مسائلی، ساختن ِ همآن یوتوپیایی است که همواره از آن صحبت میکنیم. با طرح ِ پرسش، نقد به منظور ِ یافتن ِ جواب و طرح ِ پرسشها یِ نو [که دقیقن به معنا یِ تجدد (مدرنیته) است، زیرا در تجدد جوابی از پیش وجود ندارد] است که میتوان به عناصر ِ یوتوپیک در بطن ِ زندهگی یِ روزمره فعلیت و عینیت بخشید.
۳. در مورد ِ خاص ِ این مقاله نیز، امیدوارم با پرهیز از گفتمان ِ اقتدارگرا، تمامیتخواه، مطلقنگر، احترام به تکثر عقاید و ... فضایی آزاد برایِ گفتوگو، شنیدن ِ صدا یِ کسانی که تا کنون شنیده نشدهاند و پرسش و نقادی ایجاد کنیم.
۱۳۸۸/۰۵/۱۴
۱. مردم ایران بار دیگر به پا خاستهاند. جنبش ۲۲ خرداد آنچنان آشکارا سیاسی است که به راحتی میتوان بر اساس آن، و با گوشه چشمی به برخی نوشتهها و گفتهها و رخدادهای سیاسی چهار سال گذشته، این حقیقت را بار دیگر تکرار کرد که: آری مردم فکر میکنند؛ که سیاست یعنی خطر کردن، باور کردن، دفاع کردن، و بسط حقیقتی معین در وضعیتی معین، هرچند که این حقیقت در چارچوب زبان و معرفت مسلط و رسمی چیزی است بیانناپذیر و ناشناختنی و نهایتن ناموجود و «ناچیز» (خارجی، حاشیهای، رسانهای، شمال شهری)؛ که فرایند سیاسی «چیزی» است فراتر از منافع، مطالبات، هویتها، و تفاوتهای خاص یا جزیی؛ که سیاست بدون سرکوب تفاوتها حقیقتی کلی را دنبال میکند و با این کار هر فرد و هر گروهی را دو نیم کرده، در برابر انتخابی میان امر کلی و منافع جزئی قرار میدهد.
۲. جنبش سیاسی مردم ایران در منطقهای رخ میدهد که مردماناش از فقرای پاکستانی تا ثروتمندان اماراتی جملگی منفعل و غیرسیاسیاند، منطقهای انباشته از قربانیان بیزبان که یگانه عوامل فعال آن عبارتند از دولتهای مستبد و دستنشانده، قدرتهای خارجی اشغالگر و مداخلهجو و گروهها و سازمانهای تروریستی بنیادگرای مبتنی بر انواع هویتهای مذهبی و قومی. با توجه به قیامهای سیاسی پی در پی مردمان ایران میتوان بیهیچ نشانی از ناسیونالیسم اعلام داشت که ایران به واقع فرانسه خاورمیانه است. جنبشهای سیاسی راستین همواره در تقابل با بدیلهای ممکن، امر ناممکن را طلب میکنند و بدینسان چارچوب وضعیت را درهم میشکنند و راه جدیدی باز میکنند. به همین سبب جنبش ۲۲ خرداد نیز با نفی چارچوب امنیتی مسلط بر سیاست موجود که همه چیز را در انتخاب میان هژمونی سرمایهداری نولیبرال یا بنیادگرایی ارتجاعی خلاصه میکند، هم طرح آمریکاییِ صدور دموکراسی به خاورمیانه بزرگ از طریق جنگ را کنار میزند، و هم واکنش تروریستی و ارتجاعی امثال القاعده و طالبان به این طرح را. ایران که تا چندی پیش استثنای شرّ محسوب میشد، اکنون به مدد این جنبش یگانه راهحل واقعیِ دموکراتیزهشدن خاورمیانه اسلامی از درون به شمار میرود و میتوان آن را در تقابل با تصویر سیاه رسانهها (و رمانها و فیلمهای «هنری» جشنواره پسند) یگانه استثنای خیر، تجسم زنده و مشهود سیاست رهاییبخش جهانشمول، و کلید صلح منطقه یا حتی صلح جهانی دانست.

